انواع حسابرسی


حسابرسی: بازرسی جستجوگرانه مدارك حسابداری و سایر شواهد زیربنایی صورتهای مالی

 

حسابرسان هرگز بدون اجرای رسیدگی نسبت به صورتهای مالی اظهارنظر نمی كنند.

 

دلیل اصلی وجود حرفه حسابرسی وظیفه اعتباردهی است. اعتباردهی شامل دو مرحله است:

 

1.      جمع آوری شواهد(حسابرسی)

 

2.      گزارش یافته ها (گزارش حسابرسی)

 

چه كسی صلاحیت اعتباردهی را دارد:

 

1.      دارای صلاحیت فنی لازم باشد

2.      مستقل از شركت مورد رسیدگی باشد

 

در هر حسابرسی بیان حدود موردرسیدگی مهم است. این حدود، واحد موردرسیدگی و دوره مورد رسیدگی را مشخص می كند، لذا بیان صریح حدود رسیدگی برای تعیین و محدود كردن مسئولیت حسابرسان استفاده می شود.

 

 

مراحل اصلی تكامل حسابرسی در قرن بیستم:

 

1.      تغییر هدف از كشف تقلب به تعیین مطلوبیت ارائه صورتهای مالی

 

2.      افزایش مسئولیت حسابرس در برابر اشخاص ثالث مانند سازمانهای دولتی، بورس، بانكها و ....

 

3.      تغییر در روشهای حسابرسی از رسیدگی كامل به فنون نمونه گیری

 

4.      تشخیص ضرورت ارزیابی سیستم كنترل داخلی

 

5.      تهیه روشهای جدید حسابرسی برای استفاده در سیستمهای كامپیوتری

 

6.      تشخیص حسابرسان به ضرورت پیدا كردن راهی برای حفاظت از خود در برابر موج دعاوی حقوقی

7.      افزایش تقاضا برای افشای به موقع اطلاعات مطلوب و نامطلوب شركتهای سهامی عام

 

 

عوامل توجیه كنده تقاضا برای حسابرسی:

 

1.      تضاد منافع بین تهیه كنندگان و استفاده كنندگان اطلاعات مالی

 

2.      عدم دسترسی مستقیم استفاده كنندگان به اطلاعات و تهیه كنندگان اطلاعات

 

3.      پیچیدگی صورتهای مالی

 

4.      تنوع و گستردگی فعالیتهای اقتصادی

5.      الزامات قانونی یا اصرار یك عامل ذینفع مانند بانكها

افزایش نیاز به استفاده از خدمات حسابرسان مستقل در هر واحد اقتصادی تابعی است از افزایش فاصله بین مالكیت و مدیریت آن واحد اقتنصادی.

 

 

انواع حسابرسی: حسابرسی صورتهای مالی، حسابرسی رعایت، حسابرسی عملیاتی

 

حسابرسی صورتهای مالی: هدف این نوع حسابرسی این است كه حسابرس بتواند درباره اینكه صورتهای مزبور از تمام جنبه های بااهمیت طبق استانداردهای حسابرسی تهیه شده است یا خیر. تایید وجود، ارزشیابی، مالكیت، كامل بودن و نحوه ارائه و افشا اهداف كلی حسابرسی اقلام مندرج در صورتهای مالی است.

 

حسابرسی رعایت: این نوع حسابرسی به میزان انطباق صورتهای مالی با قوانین وضع شده، ضوابط،دستورالعمل ها و بخشنامه می پردازد. رسیدگی ممیزان مالیاتی به اظهارنامه های مالیاتی، رسیدگی ذیحسابان و حسابرسان دیوان محاسبات كشوربه قوانین مالی و بودجه شركتها و موسسات دولتی نمونه هایی از حسابرسی رعایت می باشند. این نوع حسابرسی می تواند به صورت پروژه مجزا و یا همراه با صورتهای مالی انجام شود. در ایران حسابرسی رعایت جز لاینفك حسابرسی صورتهای مالی است.

 

حسابرسی عملیاتی: این نوع حسابرسی عبارت است از بررسی قسمتهای خاصی از سازمان به منظور سنجش نحوه عمل آنها. این نوع حسابرسی معمولا به اثربخشی، كارایی و صرفه اقتصادی بخشهای مختلف سازمان می پردازد. حسابرسی عملیاتی از آنجا كه دارای استانداردهای مشخص یا الزامات قانونی لازم الاجرا نمی باشد نسبت به حسابرسی صورتهای مالی و حسابرسی رعایت مستلزم كاربرد قضاوت بیشتری است.

 

بررسی همپیشگان: مطالعه و ارزیابی رویه ها و روشهای كنترل كیفیت یك موسسه توسط موسسه حسابرسی دیگر یا گروهی از حسابرسان مستقل را بررسی همپیشگان گویند. بررسی همپیشگان برای حصول اطمینان به كنترل كیفیت كار حسابرسی انجام می گیرد.

 

حسابرس مستقل: فردی است كه به دعوت صاحبان سهام یا اشخاص حقیقی یا حقوقی ذینفع و یا به حكم قانون حسابهای موردنظر را رسیدگی كرده و نتیجه را كتبا به دعوت كننده و یا هر شخص حقیق یا حقوقی دیگر كه او را تعیین نموده است گزارش میدهد.

 

بازرس قانونی: فردی است كه طبق مقررات قانون تجارت توسط مجمع عمومی صاحبان سهام تحت شرایط خاصی تعیین میشود. بازرس قانونی علاوه بر صورتهای مالی، مفاد قانون تجارت و مفاد اساسنامه شركت نسبت به گزارش فعالیتهای هیات مدیره نیز اظهارنظر می كند. بازرس قانونی موظف است كلیه گزارشات وقوع جرم را به مجمع عمومی صاحبان سهام ارائه نماید.

 

 

حسابرس داخلی: هدف اصلی حسابرسان داخلی، بازرسی و ارزیابی موثر بودن نحوه انجام شدن وظایف محول به واحدهای مختلف شركت است. بخش زیادی از كار حسابرسان داخلی را حسابرسیهای عملیاتی تشكیل میدهد اما علاوه بر آن حسابرسیهای رعایت متعددی را نیز ممكن است به عمل آورند. برعكس حسابرسان مستقل كه هرساله تایید اقلام صورتهای مالی به آنها محول میشود، حسابرسان داخلی مجبور نیستند كه رسیدگیهای خود را هرساله تكرار كنند.

 

حسابرسی ضمنی: عبارت است از حسابرسی در طول دوره مالی و قبل از پایان سال مالی و بستن حسابها كه توسط حسابرسان مستقل انجام میگیرد. هدف این حسابرسی ارزیابی سیستم كنترل داخلی واحد تجاری می باشد. حسابرسان مستقل بعد از حسابرسی ضمنی نقاط ضعف سیستم كنترل داخلی و سیستمهای حسابداری را همراه با پیشنهادات اصلاحی به هیات مدیره شركت طی نامه ای به نام نامه مدیریت ارائه میدهند. این گزارش میتواند مسئولیت قانونی حسابرسان را درصورت رخداد اختلاس و یا زیانهای ناشی از ضعف سیستم كنترل داخلی به حداقل برساند.

حسابرسی مدیریت (عملكرد): هدف این حسابرسی تعیین میزان كارایی و اثربخشی مدیران واحد تجاری و همچنین بررسی انطباق عملكرد واحد تجاری با سیاستهای صاحبان سهام می باشد. در حسابرسی عملكرد كارایی مدیریت از لحاظ چگونگی استفاده از منابع و نحوه اجرای برنامه ها رسیدگی و گزارش می گردد.




درمکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درست هایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود.

درمکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند.

در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه آن دوره گرد، خود خدا بود.

درمکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دو...

باره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم.
درهمان نماز ساده خویش تصور خدا را در کمک به مردم جستجو کنم
آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ای است که خدایی در آن نیست.

( زنده یاد حسین پناهی )

یه دفعه شیراز بودیم نصف شب دنبال آدرس میگشتیم هیچ کی تو خیابونا نبود یه جا یه لامبورگینی گالاردو دیدیم ازش آدرس پرسیدیم رانندهه خیلی با مرام بود گفت من مسیرم همونجاهاست دنبال من بیاین مسیرو نشونتون میدم
این دوست اندیشمند ما گفت آقا بی زحمت فلاشر بزن گمت نکنیم
طرف گفت عامو فکر میکنی این وقت شب چندتا گالاردو زرد تو خیابونه که شما بخواین منو گم کنین!!!!
رسما قهوه ای سوخته شدیم

گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن !
به رفتن که فکر میکنی ؛
اتفاقی میفتد که منصرف میشوی ....
میخواهی بمانی ،
رفتاری میبینی که انگار باید بروی !
این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است ... !!!

جالب است که انسانها دو چشم دارند ولی با یک چشم به دیگران می نگرندو جالب تر اینکه انسانها یک چهره دارند اما دو رویی می کنند

ما پرسپولیسی نیستیم

ما پرسپولیسی نیستیم که تیممان از محدان بنگلادش ببازد.
ما پرسپولیسی نیستیم که تنها افتخارمان زدن ۶ گل به سرور و سالار آسیا استقلال باشد.
ما پرسپولیسی نیستیم که هرسال رنکینگ جهانی مان حدود ۴۰ رتبه پایین تر از استقلال باشد.
ما پرسپولیسی نیستیم که بازیکنانمان جلوی دوربین همدیگر را انگشت کنند.
ما پرسپولیسی نیستیم که سوبله چوبله به استقلال ببازیم.
...
ما پرسپولیسی نیستیم که ندونیم اسم تیممون چیه(پرسپولیس یا پیروزی)
ما پرسپولیسی نیستیم که از تیم هایی مانند صبا،شاهین،نفت آبادان،سپاهان و...... ۴ گل بخوریم.
ماپرسپولیسی نیستیم که تجربه حتی یک بار حضور در فینال آسیا را نداشته باشیم.
ما پرسپولیسی نیستیم که اسطوره مون یک لات اراذل و اوباش باشه(علی دمبه)
ما پرسپولیسی نیستیم که از دقیقه 60 مربی تیم های دیگه رو صدا کنیم...
ما پرسپولیسی نیستیم که 10 دقیقه مونده به پایان بازی ورزشگاه رو تخلیه کنیم.
ما پرسپولیسی نیستیم که سه ساله در پایان فصل از استقلال در جدول پایین تره!
ما پرسپولیسی نیستیم که تو دربی از محمود فکری از 35 متری گل بخوریم.
ما پرسپولیسی نیستیم که در آسیا به الغرافه 5 بر 1 ببازیم و تحقیر بشیم..
ما پرسپولیسی نیستیم که بازیکنانمان سر سالاد با هم دعوا کنند.
ما پرسپولیسی نیستیم که کاپیتانمان بعد از شکست ۳ بر صفر در جام حذفی بیاید و به عزیزمحمدی گیر بدهد ولی هفته بعد بگوید عزیز محمدی انسان نیکو کاری است.
ماپرسپولیسی نیستیم که در آسیا از تیم هایی مانند بنیاد کار،الاتحاد و ....۳ گل دریافت کنیم.
ما پرسپولیسی نیستیم که در دقیقه ۷۰ بازی اول با ملوان مربی فصل گذشته را تشویق کنیم.
ما پرسپولیسی نیستیم که ثانیه ۷ از مس سرچشمه گل بخوریم.
ما پرسپولیسی نیستیم که ثانیه ۳۰ در دربی گل بخوریم.
ما پرسپولیسی نیستیم که ۲۴ بار دربی را ببازیم

! اون فقط یه بهونه میخواست !

اون تقصیری نداشت، که تمومه دنیام شده بود ...
و من قدرته جا دادن و نگه داشتنه تمومه دنیا تویه این قلبه کوچیکم رو نداشتم...
و اون برایه فرار و آزادیش ازین فقس فقط یه بهونه میخواست؛

اون بهونه میخواست...
منم نشکستم دلشو ...
دادم بهش بهونه.

بعد از اونم میشه در بستره غم خوابید؛
مگه وقتی که بودغم نداشتم و دلتنگ نمی شدم؟

دلتنگیه نبودنه در بودن، اینکه باشه اما حواسش اصلن نباشه...
که چه نگاههایه عاشقانه یه من با تمومه ذراته وجوم در اون حل و محو میشن، کشنده تره؛
نباشه، حداقل چشام از غمه بودنش تر نمی شن و، بغض گلومو نمیترکونه؛
نباشه، حداقل میتونم به اشگایه داغی که چشامو دارن میسوزون و کورم میکنن؛
اجازه یه ریزش، بی پروا بدم، و بغضه گلومو بترکونم که بغض گلومو نترکونه؛

اون بهونه میخواست ... منم دادم بهش بهونه ...
کسی رو جز اون تو دلم راه ندادم، تا تک و تنها باشه تو دلم...
همبازی نداشته باشه، حوصلش زود سر بره...
هوسه آزادی و پرواز به سرش بزنه .........

پرستیدمش که احساسه غرور و خود خواهی کنه...
فکر کنه، که واقعا خارق العاده س...
که همه اونو مثه من میخوان و میپرستنش ...
احساسه خدایی کنه ...
هوایه پروازه به آسمونا به سرش بزنه ......

همه جا جار زدم و به تمومه دنیا گفتم، چقدر دوستش دارم...
که هیچ چیز و هیچ کس ارزششو نداره...
که دیوونه وار میپرستمش ...
که من بدونه اون میمیرم ........

با عشقه لایتناهیم و بندگیه و بردگیم ...
توجهه تمومه دنیا رو بهش جلب کردم ...........

میدونستم میذاره میره :)))

منم گذاشتم بره :)))

میدونستم یه روز برمیگرده :)))

ولی روزیکه، دلم مرده دیگه...
جونی نداره، بتونه دوسش داشته باشه، براش بمیره ...

روزی که فراموشم شده ...
روزیکه دلش برام خیلی تنگ میشه ...
شبی که اونم مثه من دیگه، خوابش نمیبره و بیداره ...
و تو فکره اون روزا و شبا و خاطره هاشه ...
روزیکه اونم شب که میشه دیوونه میشه، مثه من میشه ...
مثه دیوونه ها از خونه بیرون میزنه، بیهدف و بی اختیار...
ساعتها خیابونا وو کوچه باغا رو متر میکنه ...
روزیکه اونم از فاصله ها و نبودنهایه در بودنش و بودنه در نبودنش ...
و نبودنش خسته شده ... ولییییییییییییییی ... ای دل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هوا نه بارونی بود و نه حتا تیکه ابری در آسمونه لاجوردی هویدا بود ...
ولی، هم هوا خیلی گرفته بود، هم هزاران بار بدتر از هوا دله من گرفته بود ...
ابری سیاه دیگانم رو پوشونده بود...
عجب بارانه پائیزی، چه میباریدند چشمانم ...
اشگه غم به دامانم ...
بی پایان ...

نه ...
بازم دلم نیومد، نذاشتم بره، من رفتم ...
و چه رفتنی ...
به خوابش نمیومد ...
به خوابه خودمم نمیومد، بره یا برم ...
ولی رفتم ..........

روزها و شبها و هفته ها و ماهها و سالهایه سیاهی که منو ساختن ...
دلو داغون کردن، کشتن، از بین بردن ...
آره رفتم .....
آرههههههههههههههه ... میدونستم که برمیگرده ...
روزیکه دلم مرده .........

آخدا نمیبخشمت...
عمری بردگی و بندگیتو کردم، مطیع و فرمانبردارت بودم؛
نمی بخشمت ...
تو خنده رو عمریه از لبم و چهرم ربودی ...
تو هر چی غم تو دنیا بود، به دله من دادی؛

آخدا نمی بخشمت ...
تو تمومه گلهایه زیبا ترین وپاکترین احساسه منو، چیدی و پرپر کردی؛

نمی بخشمت خداجون ...
بخاطره تمومه زخمهاییکه بر دلم نشوندی ...
بخاطره نمکی که به عنوانه دارویه تلخ روشون پاشوندی؛

خدایا نمیتونم ببخشمت ...
به خاطره درخته تنومنده عشقی که تو دلم کاشتی ...
دلمو اینقدر تنگش کردی که نفسم درنیاد؛
نمی بخشمت خدایا ...

به خاطره سکوته بالاتر از فریادی که، برایه آرزوهایه نا کامم، تمومه وجودم رو عمریست به زنجیر کشیده ...
نمیبخشمت ...
به خاطره فریادی که درونه سینه یه تنگم، عمریست حبسش نموده ای ...
نمی بخشمت ...

ولی به خاطره مرگ و آسودگیه قلبم، شاید؛

خدایا ...
نمیدونم ببخشمت یا نه...........................
خودت بگو آخدا ...
چه کنم با تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :((((((((((((((((((((((

من از عمق وجود خدایم را صدا کردم ،
نمیدانم چه میخواهی !
ولی امشب ...
برای تو ...
برای رفع غمهایت ...
...

برای قلب زیبایت ...
برای آرزوهایت ...!
به درگاهش دعاکردم ...
و میدانم خدا از آرزوهایت خبردارد ...

به سلامتي آسمون که با اون همه ستاره اش يه ذره ادعا نداره
ولي يه سرهنگ با سه تا ستاره اش دهن عالم و آدمو سرويس کرده...


به سلامتي سوسكي كه وقتي وارد ميشه همه خانوما جلو پاش بلند ميشن و جيغ ميكشن

خدا

خدایـــا
گفتم دست خالی،زشت است
مهمانی رفتن!!
دست پُر آمده ام
دستی پُر از گنـاه
چشمی پُر از امیـد
بمانم یا برگردم؟!؟

تا خجالت کشید از گناه
قبل از گفتن ببخشید
بخشیدش.



خوشبختي همان لحظه ايست كه احساس مي كني خدا كنارت نشسته و تو به احترامش از گناه فاصله ميگيري...



خدایا منو ببخش اگه یه وقتایی فکر میکنم وظیفه ات هست که همه چیز رو بهم بدی و یه جورایی همیشه ازت طلبکارم...
خدایا منو ببخش اگه بابت اون چیزهایی که بهم ندادی اون جور که باید شکرت رو به جا نمی آرم...
خدایا منو ببخش که همیشه تو ناخوشی ها یادم می افته که یه خدایی هم دارم...
خدایا منو ببخش که همیشه تو نمازم همه جا هستم الا در نماز...
خدایا منو ببخش یه وقتایی به خاطر نماز هیچ و پوچ و بی روحی که می خونم فکر میکنم لایق بهترین ها هستم.
خدایا منو ببخش که همیشه برای همه چیز و همه کس به اندازه ی کافی وقت دارم؛ جز برای نماز خوندن و با تو بودن...
خدایا منو ببخش که ساعتهای متوالی رو با دیگران می گذرونم ولی موقع نماز خوندن از همه ی مستحبات فاکتور میگیرم...
خدایا منو ببخش که بهت اعتراض میکنم وقتایی که دستم رو با مهربانی می گیری و از پرتگاه نجاتم میدی...
خدایا منو ببخش اگه همیشه به فکر رضای همه ی هیچ ها هستم؛ ولی به فکر رضای تو که همه هستی نیستم...
خدایا منو ببخش که فکر کردن به هیچ ها ، غبار بر دلم نشانده تا نتوانم تو را بشناسم...
خدایا منو ببخش اگه یه وقتایی تورو دشمن خودم میدونم و همه ی هیچ ها رو دوست خودم...
خدایا منو ببخش اگه یه وقتایی یادم میره که تو خدایی و من بنده ات...

اونا دختراى قديم بودن كه از سوسك ميترسيدن
الان همچين سوسكت ميكنن كه خودتم نميفهمى
زن خوب تو دنيا مثلا دايناسوره كه نسلش منقرض شده ، ولي مرد خوب مثل سيمرغ ، كه از اول هم افسانه بوده



چشماتو ببند ...
سعي کن من رو توي ذهنت تصور کني
.
.
.
.

بهت تبريک ميگم تو ماه رو ديدي...
عيدت مبارک

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صد حیف ازین بساط که برچیده می شود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آنکسی ست که بخشیده می شود
عید شما مبارک


فطر آمده خوردنی فراوان بخورید
پیتزا و کباب و مرغ بریان بخوریـد
دزدانه اگر در رمضان می خوردید
شوال رسیده پس نمایان بخورید




امشب اگه اس ام اس زدی جواب ندادم نگران نشو ، یه چند ساعتی نیستم ، نه که ماهم باید برم رویتم کنن :)هلال عید می‌بینی و من پیوسته ابرویت‌
مبارک باد بر تو عید و بر من دیدن رویت


صورتت رو بيار جلو
ممممممماچ
اون سمت صورتت
ممممممموچ
عيدت مبارك نماز روزه هات هم قبول



»ﺷﻤﻌﺪﺍﻧﯽ « ﻫﻢ
ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ
ﺍﺯ ﻗﺼّﻪ ﯼ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺷﻤﻊ!
ﻭﮔﺮﻧﻪ
ﯾﺪﮎ ﻧﻤﯽ ﮐﺸﯿﺪ
ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻧﻪ ﯼ
ﻭﺍﮊﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ !...

.ﭖ ﻥ.
... »ﺷﻤﻌﺪﺍﻧﯽ«
ﻧﺎﺩﺍﻥ ﺗﺮﯾﻦ ﮔُﻞ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ،
ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﺷﻤﻊ
ﺍﺯ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺑﻮﺳﻪ ﺍﯼ
ﮐﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻫﺎ
ﺑﻪ ﮔُﻞ ﻫﺎﯼ ﻗﺮﻣﺰﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ
ﻫﺮ ﺷﺐ
.
.
.
ﺩﺍﺭﺩ ﺁﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ !...

حماقت بزرگی است که آدمی به منظور برنده شدن در بیرون ، در درون ببازد...

آرتور شوپنهاور

امروز 7 مرداد برابر است با سالروز در گذشت ونسان فانگوگ(ونگوگ)



ونسان ونگوگ یا فانگوگ، نقاش برجسته هلندي در 30 مارس 1853م در هلند به دنيا آمد. وي پس از مدتی تحصيل، به علت فقر، به فروشندگی پرداخت و مدتی نيز در سلك روحانيان مسيحی درآمد. فانگ...وگ در جوانی، عشق غريبی به نقاشی احساس نمود و بر اثر همين علاقه، به فراگيری اين هنر روی آورد. او كه به شدت تهيدست بود، با عدم امكانات به كار پرداخت و بيش از پيش گرفتار تهيدستی ميشد. سرانجام تصميم گرفت كه به كاری جز نقاشی نپردازد تا اينكه در سال 1880 به يك نقاش ماهر تبديل گرديد. او دارای جنون ادواری و افسردگی بود و اين حالت خود را در اوقات نقاشی سپری ميكرد و آثار ارزندهای به وجود ميآورد. فانگوگ به دليل وسواس زيادی كه در نقاشی داشت، اخلاقش تند و همراه با خشم و عصبانيت دائمی بود. با اين حال از نقاشی دست نكشيد و آثار متعددی به وجود آورد. نقاشيهای فانگوگ در طی سالهای 1880 تا 1885م، بسيار تيره و تاريكند كه شايد بازتابی از مصيبتهای عاطفی باشد كه با آنها روبرو بوده است. وی در سال 1886 سفری به پاريس داشت. فانگوگ در اين سفر تحت تاثير نقاشان سبك اامپرسيونيست كه در آن، حالات به وسيله رنگهای تجزيه شده به نمايش درميآيند، قرار گرفت و از آن پس آثارش روشنی و صفای رنگ تازه پيدا كرد. مهمترين خدمت فانگوگ به عالم نقاشی، مبارزه با اصول و قواعد رنگآميزی قديمی در نقاشی بود و خود او نيز سبكی تازه و نو بدعت گذاشت. از فانگوگ آثارمتعددی برجای مانده كه گلهای آفتابگردان، شب ستاره و سيبزمينی خوران شهرتی جهانی دارند. وی در پنج سال آخر عمر خويش بيش از هشتصد تابلو ترسيم كرد تا اينكه سرانجام در 28 ژوئيه 1890م در 37 سالگی خودكشی كرد.

دارم سعی می کنم همرنگ جماعت شوم،

آهای جماعت...

میشود کمکم کنید؟؟؟؟؟؟

شما دقیقا چه رنگی هستید؟!

هنــوز دلخــوشــم بــه
" خــــــدا نگهــــدارت "

اگـر نمـی خـواستـی بـرگـردی
اصـراری نبـود کـه "خــــــدا مـرا نگـه دارد"