خدا

بالا و پایین پریدنم از شوق زندگی نیست،
ماهی روی خاک چه می کند؟


دو اشتباه بسیار بزرگ یکی این است که قبل از موعد اقدام به عمل کنیم و دیگری این است
که فرصت مناسب را از دست بدهیم . کوئیلو


وقتی چترت خداست بگذار ابر سرنوشت هر چه می خواهد ببارد...


فهمیده ام که برای ثابت قدم ماندن در زندگی، باید فقط با "دو نفر" تکلیف ات را روشن کنی:
. با خدا با خودت


چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی

دست دعا به درگاه خداوند برداری

گاه گاهی که دلم می گیرد

حالا همه ی کلاسهای زبان جهان را برو ....چه فایده که زبان مرا نمیفهمی؟


نه جایت خالی نیست ...جایت را درد پر کرده ....................................پس با خیال راحت برو


مدت هاست تنها چیزی که مرا یاد ِ تو می اندازد
طعنه های دیگران است !
شاید اگر این " دیگران " نبودند ،
تو زودتر از اینها
برای من ، مـُرده بودی ..


تو حرفت را بزن …چه کار داری که باران نمی بارد
اینجا سالهاست که دیگر به قصه های هم گوش نمی دهند
دست خودشان نیست
به شرط چاقو به دنیا آمده اند
و تا پیراهنت را سیاه نبینند…
......باور نمی کنند چیزی از دست داده باشی


آغوش تو به غیر من بروی هیشکی وانکن

منو از این دلخوشی ها ، آرامشم جدا نکن

من برای با تو بودن پر عشقو خواهشم
......
واسه بودن کنارت تو بگو به هرکجا پر میکشم

منو تو آغوشت بگیر ، آغوش تو مقدسه

بوسیدنت برای من تولد یک نفسه

چشمای مهربون تو ، منو به آتیش میکشه

نوازش دستای تو ، عادته ترکم نمیشه

فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بزار

به پای عشق من بمون ، هیچکسو جای من نیار

مهر لباتو رو تن و رو لب کسی نزن

فقط به من بوسه بزن ، به روح و جسم و تن من



این روزها ...

چینی ها را

... دیگر بند نمی زنند

مثل دل های شکسته

دور می ریزند


جدا که شدیم ..

هر دو به یک احساس رسیدیم !..

تو به فراغت..
.........
من به فراقت !

یک حرف تفاوت که مهم نیست !!

انقدر بدم میاد

همه یاد گرفتن عکساشونو نصف میکنن میذارن تو فیسبوک.....
یعنی اونور صورتمو حدس بزن چه شکلیه...


طرف اددت میکنه تا اکسپت میکنی سه سوت میپره عکسای پروفایلتو لایک میزنه


بعضیا تا میری یه جا یه چیزی مینویسی زرت میان اددت میکنن


انقدر بدم میاد تا گوشیم زنگ می‌خوره سرشونو مثل غاز می‌کنن تو گوشی آدم ببینم کیه

!!!

کمبود محبت شدید :
نون هم نشدیم یکی از روزمین برداره بوسمون کنه !!!.


هر چقدر دلت بیشتر گرفته باشه رابطه ی مستقیم داره با اینکه هیچ کدوم از دوستات
گوشیشونو جواب ندن

یه امشب با من باش

از تو گفتن کار هر کس نیست ای زیبای من
!!!! من برای گفتنت باید که مولانا شوم




من به ياد دارم




...زنده به گور شدنم

در سرزمين بي دختران

در بدو تولد






برده فروشان

در بدو زيبا شدنم

در بدو بلوغ





كنيز شدنم

خسته و رنجور تنم

بام تا شام





بودنم، بودنم، بودنم




باور كن كه تاريخ شاهد من است




و دستانم كه حكايت از تمام ظلم هاي زن بودن دارد




تو بردی...!

همه هورا کشیدند !

حالا پایت را از روی خرده های دلم بردار



يه خودكار بيك ميخري 100 تومان
ولي ميري يه غلط گير هم ميخري به 800 تومان
توي اين زندگي حتي روي كاغذ هم
اگه اشتباه كني برات گرون تموم ميشه
چه رسد به .......




یکی بهش زنگ بزنه

بگه هنوز تو فکرشم

بگه هنوز مثل قدیم ناز نگاشو می کشم

اين چند...

دست از پا خطا کنی
تعویض می شوی!
همین حوالی
کسی شبیه توست

هیچ کس همراه نیست!!!
تنهای اول

از خاطرت كه رفته ام !!!
همين روزها
از خاطراتت هم خواهم رفت . . . .

تنها دلیل افتادن من از چشمانت
جاذبه رقیب بود نه زمین.........

دلــــم
برای خودم ســـوخت
وقتـــی
صدایـــم کردی...
"شما....

؟؟؟؟؟؟؟

به من گفته بود واسه همیشه دوستت دارم من فکر میکردم همیشه خیلی طولانیه


رد پاهایم را پاک میکنم
به کسی نگویید من روزی در این دنیا بودم


رفتنت
آنقدرها هم که فکر می کنی
فاجعه نیست
من مثل بید های مجنون ایستاده می میرم...."


تصمیمم را گرفته ام
آنقدر دور میشوم
که خواب آمدنت را هم نبینم!


لعنت به این عشق
که با هر بار "رفتنت"
تازه تر می شود.

!!!

کسی به در کوبید

بلند شد
موهایش را مرتب کرد
در را باز کرد
...
باد بود

برگشت
آشفته مو


دل من طلاق میخواهد
زور که نیست
تحمل روز به روز شکسته شدن را ندارد
روزی دستش را خواهم گرفت و از خانه ی دلت خواهم بردش
من که دلم را از سر راه نیاورده ام
...میبرم او را روزی
مطمئن باش


در یک شامگاه بی خبری
در پشت پرچین های شکسته ی " صداقت "
دست هایت را گم کردم .
تو که از آن سوی می آیی
کسی را ندیدی که
...دنبال دست هایی می گشت
که فکر می کرد
تا ابدیت " جاری " است ؟

تغییـرات شیمیایی

هیچ وقت مفهوم ِ این جمله ی ِ معلم را نفهمیده بودم

وقتـی که پای ِ تخـته سیاه توضیـح میداد:

" بعضـی از تغییـرات شیمیایی ست"
.........
حالا پس از گذشـت ِ سالـها

خوب درک کـردم منظـورش را...

" رفتــَــنت خاکســـترم کـــرد "

سخت یا اسان؟

ديگران به دنبال اين هستند كه جاي تو را بگيرند بدون اينكه بدانند..... تو هم ديگر ...جايي نداري

حمـاقـت یـعنـی اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوی ! خـبری از دل تنـگـی تـو نمـی شود!
برمیگردم چـون دلـتنـگـت مــی شــوم!!!

او رفت
رفتن که همیشه تلخ نیست!
وقتی می روی و آرامش به جای می گذاری
دعایت می کنم!

در جواب کسی که می‌ پرسه حالت چطوره؟ فقط باید گفت "خوبم".

دوست اگه دوست باشه از حال آدم باخبره



سخت است..... سخت است خواستنت در حالی که نمی خواهی ام....سخت است اندیشیدن به تو وقتی به جز من به همه می اندیشی... سخت است دوست داشتنت وقتی مهرم به دلت نیست...سخت است دل کندن از تو هرچند دل خواهی سپرد روزی ...البته نه بر من

.اما این روزها حس قدرتمندی عجیبی به من دست داده ...کلی کار دشوار را مثل آب خوردن, به همین راحتی انجام د...ادم....

راحت به تو اندیشیدم

آسان خواستمت

بی هیچ دشواری دل باخته ات شدم

اما از آنجایی که انسان هیچ وقت کامل نیست باز یک جا کم آوردم

سختی دل کندن به نا ممکن ها رسید...

سنگ...کافر

اوس كريم چاكريم, اگرچه تو در چند سال اخير
 منو با سپاه ابرهه اشتباه گرفتي و هر چي سنگ بود كوبيدي تو سرم
 ولي بازم نوكرتم به مولا

کافران را دوست دارم ، از این وجه که دعوت دوستی نمی کنند.
 می گویند : «آری کافریم ، دشمنیم!» اما این که دعوت می کند
 که من دوستم و نیست ، پر خطر است

خودم و خودت

درتار و پودهای قالی، تمام عشق و دوست داشتن هایم را گره می زنم ... آن را هدیه تو خواهم نمود...



هرگاه که نوازشش کنی...قالی از عشق من خواهد گفت...

یادتان باشد

عشق بعدی را...

قبل از مصرف ، خوب تکانش بدهید تا خاطراتش بریزد


ميروم تا در ميخانه كمي مست كنم
جرعه بالا بزنم آنچه نبايست كنم
آنقدر مست كه اندوه جهانم برود
استكان روي لبم باشد و جانم برود
برود هر كه دلش خواست شكايت بكند
شهر بايد به من ِ الكلي عادت بكند


خدا جون , تصدقت ! دستت بند نیس , یه توک پا کنترل پنل منو وا کن
برو تو سِتینگ > پروفایل > جِنرال > لایف > چَنس > آها ! اون آف رو آن کن !
دست پنجولت درد نکنه ! میخوای مِنو رو فارسی کن کلاً ؟ راحتتر باشی ! هان ... ؟

بادبادکم را
باد با خود برد
تا چند دقیقه بعد
خیس از یک خاطره
برگردد

آرزو

دوستان من
مرا پلی دیدند برای عبور
خیالی نیست به مقصد رسیدند
ولی امروز
دشمنان خوبی دارم
...همان دوستان دیروز
به مقصد رسیدند
ولی رفتار امروزشان
راهی است برای به مقصد رسیدنم
بیشتر دشمنی بورزید
نیازی به پل ندارم
موفقیت من دست شماست

گفتند:
دلت
از چی گرفت
گفتم:
نگاهی که
......هیچ وقت
مرا
نخواند و ندید!

این یک دو روز مانده را با من مدارا می کنی
یا چهره می پوشی از این دیوانه پروا می کنی؟
من آه روی شیشه را باور کنم یا پرده را
لرزیدنم را پشت در تا کی تماشا می کنی؟
میلرزد این پرده دلش از هق هق دیوانه ات
...در بشکنم یا با زبان خوش خودت وا می کنی؟
روی خوشی از آینه بی تو نمی بیند دلم
چشم مرا در کوچه ها با اشک رسوا می کنی؟
خود را به دریایم بزن این موج آخر را بگیر
دل دل نکن...بس کن چرا این پا و آن پا می کنی؟
در خلوت آیینه ها گم میشوم دنبال تو
ما را چگونه در دل دیوانه پیدا می کنی
جانم به لب آمد تو هم چیزی بگو حرفی بزن
تا کی مرا پنهان پس دیوار حاشا می کنی؟

نوبت به من كه مي رسد
كبوترهاي نامه رسان، راه گم مي كنند ...
موش هاي تو ديوار، گوشي براي شنيدن ندارند...
قاصدك هاي سرزمين من ،با هيچ نسيمي نميپرند...
و كلاغ ها هم
......مبادي اخلاق شده...
ديگر خبر چيني نميكنند!!!

داشتن آرزو.. از رسیدن به آرزو زیباتره. شاید..!!
گاهی وقتی به یه چیزای که آرزو شو داری میرسی......

 تازه میفهمی ! که چقدر آرزوش از داشتنش قشنگ تر بود


شبى غم با دل من گفتگو كرد
مرا با جشمهايت روبه رو كرد
دلم مى گفت هرگزعاشقت نيست
ولى دست دلم را گريه روكرد

عجب دردی داره واقعيت

..........

اصفهانیه تصادف کرده بود نشسته بود وسط خیابون میزد
توی سرش که ماشینم! ماشینم داغون شد! خاک تو سرم شد
افسره رفت بهش گفت بدبخت انقدر حرص ماشینتُ زدی که نفهمیدی
 دست چپت از مچ
قطع شده!
اصفانیه یه نیگاه کرد به دستش گفت :یا حضرت عباس ساعتم

غرور

اینایی که یه " ایسم " می ذارن آخر هر لغتی که بگن فیلسوفن


اینایی که اسم چارتا کتاب و نویسنده حفظ کردن ، که بگن ما هم آره


اینایی که تا زندگیشون یه کم سخت میشه ، قفل می کنن رو خدا


اینایی که برای توجیح بی مزگی یک فیلم ، مجبورن بگن ، فیلمش هنری بود


گله دارم ز همه قول و قراری که نشد.....

صداي شکستن قلبم را نشنيدي چون غرورت بيداد مي کرد
اشکهايم را نديدي چون محو تماشاي باران بودي
 ولي اميدوارم انقدر در آيينه مجذوب نشده باشي
 که حداقل زشتي ديو خود خواهيت را ببيني باشد که باديگران چنان نکني که با من کردي

حس قشنگ

در كافه .. کنج ديوار .. روبروي هم !! و چه خوب.. ...قهوه را نخورديم ..!

 حرف هايمان .. به اندازه کافي .. تلخ بود

ارزان تر از انچه
که فکرش را بکنی بودی
اما برای من گران تمام شدی

وقتي ميتواني ببيني،نگاه كن
وقتي مي تواني نگاه كني،رعايت كن!

دخترهای خوب مثل سیب های روی درخت هستند...
 بهترین هایشان در بالاترین نقطه درخت قرار دارند!
پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند چون می ترسند
سقوط کنند و زخمی بشوند، بنابراین به سیب های پوسیده
 روی زمین که خوب نیستند اما به دست آوردنشان آسان است
 اکتفا می کنند... سیب های بالای درخت فکر می کنند مشکل از آنهاست
 در حالی که آنها فوق العاده اند . .... آنها فقط باید منتظر آمدن پسری بمانند
 که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بیاید!!

از ديروزها به دنبالت دويدم و به اميد ديدارت به امروز رسيدم ولي افسوس...! افسوس که تو به فرداها سفر کردي

گریه

دلتنگ که باشی حتی شاد ترین لحظات هم اشکت را در میاورد..!
.........
دلت که گرفته باشد
با صدای دستفروش دوره گرد هم گریه می کنی !!!


حقیقت تلخ است

وای از نیمه شبی که بیدار شوم,
تو را بخواهم,
و خودم را در آغوش دیگری بیابم...!!!!!!!!!

..........

و چه لذت بخش است، آن لحظه که درخواست توضیح بیشتر میکنی،

 از کسانی که تو چشمات زل زدن و دارن مثل سگ دروغ میگن


برایم دعا کن !
چشمان تو گل آفتابگردانند !
به هر کجا که نگاه کنی ،
خدا آنجاست !

خدايا بالاتر از بهشت هم دارى....؟؟ براى زير پاى مادرم ميخواهم.....

!!!

با تو زیرِ بارانم
چتر برای چه ؟
خیال که خیس نمیشود

تو را نمی دانم اما ، اولین نگاه من به تو
نه از سر مهر بود ، و نه در زیر مهتاب
ولی روزگار باره و بارها ، نگاه ما را در هم امیخت
تا به تو بیاندیشم . . .
...و این بار از سر اندیشه و عشق تو را نگریستم

آموخته ام که وقتی ناامید میشوم ، خداوند با تمام عظمتش ناراحت میشود و عاشقانه انتظار میکشد که به رحمتش امیدوار شوم . . . !

تو از بازي گريزاني،،،، من از بازيچه بودن سخت بيزارم

اي خدا راست ميگم

ديگر نمي گويم گشتم نبود نگرد نيست!
بگذار صاذقانه بگويم. گشتم اتفاقا بود فقط مال من نبود!
شما بگرديد لابد مال شماست...


آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.

باران رحمت خدا همیشه می بارد، تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم!...

خدا جون

به صفحه کلید نگاه می کنم
هیچ حرفی ندارم . . .
جز قطره ای اشک روی Space !!!

خدایا !
کودکان گل فروش را می بینی ؟!
مردان خانه به دوش ...
دخترکان تن فروش ...
مادران سیاه پوش ...
...واعظان دین فروش ...
محرابهای فرش پوش ...
پسران کلیه فروش ...
همه را می بینی ؟
کاری کن


همه از من میپرسند چرا اینقدر تنهایی ؟!!!

آنها نمی دانند که بر قلب من هک شده است که تنها بودن بهتر از با هرکی بودن است

خدایا غصه نمی خورم واسه چیزهایی که به من ندادی
غصه می خورم واسه چیزایی که به من دادی و از دست دادم
نمی دونم شاید هم اشتباه کنم
اما غصه می خورم

نيمه ي گمشده ي من...

تمام آبنبات های چوبی ام را می دهم اگر دوباره برگردی..

تمام آدامس های نعنایی ام مال تو , من فقط موزی ها را می خورم اما قول بده برمی گردی..

سهم تاب بازی هایم مال تو , اما بگو بر می گردی.. می خواهم دست در دستت لی لی بازی كنم ,

جای قلوه سنگ ها احساسم را روی كاشی بیاندازم... اما بگو برمی گردی ..

بگو رفتنت دروغ كودكانه ای بود .... خنده كن و بگو برگشتم....!

خدا

و هیچکس نفهمید که خداوند هم تنهاییش را فریاد میزند

قل هو الله احد

تله موش

موشی درخانه تله موش دید، به مرغ و گوسفند و گاو خبرداد،
همه گفتند: تله موش مشکل توست بما ربطی ندارد.
 ماری درتله افتاد و زن خانه را گزید، ازمرغ برایش سوپ درست کردند،
گوسفند را برای عیادت کنندگان سربریدند؛ گاو را برای مراسم ترحیم کشتند
و تمام این مدت موش درسوراخ دیوار می نگریست و می گریست

!!!

خدایا دل مرا آنقدر صاف بگردان تا قبل از پایین آمدن دستم دعایم مستجاب گردد.


روزی برملا خواهد شد
راز ابرهایی که باران نمیبارند
و سکوت جاده هایی که
به بی انتهاییشان می نازند


گاهی دلم به حال خودش گریه میکند !
وقتی که سنگ میشوم و شیشه ام هنوز...
وقتی که داغ میشود از آه سینه سوز...
وقتی که کنج خلوت تاریک و بسته ام...
تنها نشسته ام...
...وقتی که از دنیا خسته ام...
وقتی که آسمان هم ب حال من میگرید


اتاقم را به شکل فراموشیت رنگ کرده ام به بی رنگی...
بی خیالی...
و چقدر فاصله اتاقم را پر کرده است..


با سلول های بدنم هم قهر کردم
با دیوارها
چشم ها
لب ها
حس ها ..
...با همه چیــز،
تا نبینمت

..........

بهار و اینهمه دلتنگی؟


شاید فرشته‌ای


فصل‌ها را به اشتباه


ورق زده باشد